الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

543

الغدير ( فارسى )

را احمد به اسنادش و با دقت در طريق روايت آورده است . « 1 » و يا با چهارمين سخن آن جناب كه به خانواده‌اش فرمود : به خدا سوگند ، دوست دارم شقىترين امّت برانگيخته شود . ابو حاتم و ملّا در سيرهء خود اين خبر را با دقت در سند آورده‌اند . « 2 » و يا با پنجمين سخن آن حضرت كه فرمود : چه چيز مانع شقىترين شماست ؟ اين روايت از طريق عبد الرزّاق و ابن سعد ذكر شده است . « 3 » و يا با ششمين سخن آن جناب كه فرمود : شقىترين امّت منتظر چيست ؟ محاملى با دقت در سند آن را روايت كرده است . « 4 » اى كاش مىدانستم كدام اجتهاد به اين نتيجه مىرسد كه قتل امام مفترض الطّاعه واجب شود ؟ يا كدام اجتهاد تجويز مىكند كه كشتن امام به جاى مهريّهء نكاح « 5 » زنى از خوارج قرار داده شود كه شقىترين فرد قبيلهء مراد دلدادهء او شده است ؟ و يا براى اجتهاد در برابر نصّ روشن و نمايان پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله چه مجال و موقعيتى باقى است ؟ اگر چنين فتح بابى بشود ، اجتهاد شامل كشتن همهء پيغمبران و خلفاى ايشان مىشود ، ليكن ابن حزم با اين نظريهء سخيف خود كه اجتهاد را مجوز قتل امام مىداند ، رضايت نمىدهد كه كشندهء عمر و عثمان نيز مجتهد و معذور باشند . البته ، ما چنين نظرى نداريم . بارى ، اى كاش مىدانستم كدام امّتى از امّتها اتفاق كرده بر معذور داشتن عبد الرحمن بن ملجم در جنايتى كه مرتكب شد ، اتّفاق كرده است ؟ كاش ابن حزم ما را به آن امّت راهنمايى مىكرد ، زيرا امّت اسلامى داراى چنين عقيدهء سخيف نبوده و نيست ، مگر خوارج كه از دين خارج شدند و اين مرد از آنان پيروى نمود و به شعر شاعر ايشان استدلال كرد .

--> ( 1 ) . البداية و النهاية : 7 / 324 . ( 2 ) . الرياض النضرة : 2 / 248 . ( 3 ) . الكامل فى التاريخ : 3 / 168 ؛ كنز العمّال : 6 / 412 . ( 4 ) . الرياض النضرة : 2 / 248 . ( 5 ) . ر ك : الامامة و السياسة : 1 / 134 ؛ تاريخ طبرى : 6 / 83 ؛ المستدرك : 3 / 143 ؛ الكامل فى التاريخ : 3 / 168 ؛ البداية و النهاية : 7 / 328 .